حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2324
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
فهميد ، كه معنى حكايت بزاس « 1 » كه ازوپ « 2 » يونانى نوشته ، چقدر صحيح است . او ديد ، كه سورنا اين كتاب هزليّات را در جيب پيش گذارده و در جيب عقب يكدستگاه شهوترانى را ، كه از دنبال خود ميكشد ، جا داده و اين دستگاه دلالت مىكند بر اينكه حتّى در مملكت پارتيها سىباريس « 3 » نوين پديد آمده ( اين عبارت پلوتارك را بايد روشن كنيم . در ايطاليا در قسمتى موسوم به لوكانى « 4 » شهرى بود ، كه آن را سىباريس ميناميدند . اين شهر در 510 ق . م خراب شد . اهالى شهر مزبور از حيث تنپرورى و زندگانى بسيار ملايم معروف بودند . مانند مثل گويند : بقدرى اينها بتنآسانى خو كرده بودند ، كه شخصى ، چون ديد ، غلامى هيزم ميشكند ، عرق كرد و ديگرى شكايت ميكرد ، كه شب گذشته نتوانست بخوابد ، زيرا يكى از گلهاى سرخ ، كه بر بسترش پاشيده بودند ، از وسط تاه خورد . مقصود پلوتارك اين است ، كه زنانى ، كه از دنبال قشون سورنا حركت ميكردند ، اشخاصى مانند سىباريسها بودند . م . ) . اين ارّابههاى زياد ، كه زنان غيرعقدى سورنا را حمل ميكرد ، لشكر او را شبيه افعيها و نيز مارهائى ميداشت ، كه سىتال « 5 » نامند ، زيرا سر اين لشكر از حيث نيزه و پيكان و اسبهاى جنگى وحشتآور بود و دم آن بزنان بدعمل و روسبى ، با آلات موسيقى ، خاتمه مييافت و تمامى شب با آوازها و لهوولعب و عيشوعشرتها در مجلس چنين زنانى بدعمل بسر ميرفت . روستيوس بىترديد مستحق توبيخ است ، ولى پارتيها چقدر بىحياء بودند ، كه لهوولعب رومىها را استهزاء ميكردند ، و حال آنكه پادشاهان اشكانى آنها غالبا از زنان بدعمل شهر مىلت ( شهر يونانى در آسياى صغير . م . ) و شهرهاى ديگر يونيّهزاده بودند ( كراسّوس ، بند 42 ) . چنين است نوشتههاى پلوتارك . او ندرتا قلم را تابع حسّيّات مىكند ، ولى در اينجا متانت را از دست داده . بنابراين بايد گفت ، كه فتح سورنا نسبت به
--> ( 1 ) - Besace . ( 2 ) - Esope ( اين نويسندهء يونانى حكايتهائى نوشته ، كه شبيه كليله و دمنه بيدپاى هندى است ) . ( 3 ) - Sybaris . ( 4 ) - Lucanie . ( 5 ) - Scytale .